ــیɪʀᴀɴɪایرانــ

ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی

ــیɪʀᴀɴɪایرانــ

ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی

ــیɪʀᴀɴɪایرانــ

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد. تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

logo-samandehi
از بازدید کنندگان محترم دعوت میشود تا در صورت تمایل، بعد از عضویت در سایت بیان ، در این بلاگ به عنوان نویسنده شروع به کار کنند. برای این امر،کافیست در بخش دعوت به نویسندگی تنها نام کاربری خود را همراه با مشخصات فردی ارسال کنید.
در حال بارگزاری موتور جست و جو
برای شنیدن آهنگ نابرده رنج احسان خواجه امیری روی دکمه زیر کلیک کنید.
آخرین نظرات
کد لوگوی ما در جعبه پایین


دانشگاه قلدر ما...!

کلا اینجوریاست...

یهو تصمیم میگیرن امتحانا رو بندازن تو ماه رمضان.

یهو وسط محرم امتحان میذارن...

یهو تو هیئت نیمه شعبان لاااااازم دونستن که یادی از ابا عبد الله کنن و روضه ی باز بخونن...

کلاس های اخلاق اجباری گذاشتن، اگر 10 جلسه غیبت کنی بهت لیسانستو نمیدن... 

زورشون زیاده دیگه کاریش نمیشه کرد.

فکر نمیکنم کار "بدی" باشه که کلاس های اخلاق اجباری رو شرکت نمیکنم؟

کلاس اخلاقی که از اول تا آخرش حرص بخوری که چرا به زور آوردنت اونجا نشوندنت و از اول تا آخرش تو خیال خودت سیر کنی، همون بهتر که نری.

البته به هر حال تاثیر داره. ولی خب من ترجیح میدم حضور عقلی هم داشته باشم علاوه بر حضور جسمی.

کمتر پیش میاد تو وبلاگ بشینم اینطوری مطلب بنویسم. هر وقت هم نوشتم بعد از یه مدت پاک کردم... .

بعضی روزا فکر میکنم دوستام مُردن!

با این که میدونم زنده هستنو دارن الان تو تهران میگن میخندن ولی چون خیلی وقته ندیدمشون انگار مُردن.

همیشه فکر میکنم چرا 99% دخترا وبلاگشون همش غم انگیزه و عشقه وبلاگ های سیاه و نا امید کننده دارن... .

جوابی که به عنوان یک حدس تو ذهنم میاد اینه که شکست عشقی خوردن... .

نمیشه این رو درباره همه گفت، ولی به نظرم حقشونه.

بنظرم همه مشکلات از اینه که نمیذارن چه دختر چه پسر زود ازدواج کنه!

میگن تو بچه ای! تو مگه درامد داری؟ تو خونه داری مگه میخوای ازدواج کنی؟؟!

انقد بهش میگن بچه ای بچه ای که میگه گور بابای همتون و میره دوست دختر میگیره.

این که میگن سن ازدواج داره میره بالا، از نظر من از این بابت نیست که مردم میلشون به ازدواج داره کم میشه. بنظرم از این بابته که تو جوونیشون یه شکست عشقی سنگین خوردن، بعد دیگه رغبتی ندارن ازدواج کنن.

میخواستم درباره دانشگاهمون صحبت کنم. ولی کلُّ شیءٍ یَرجَعُ إلی اصلِه!

هر جا ذهنت باشه، خود به خود تو حرفات بهش اشاره میکنی.

از خدا میخوام یک کم علاقه ی من رو نسبت به درس زیاد کنه...! مُردیم از بس به نیت مدرک درس خوندیم!

یه درسی داریم تو دانشگاه به نام عربی...

یک ترم؟ دو ترم؟ نه، بلکه 10 ترررررررررم ، به صورت رووزاااانههههه، از ساعت 7 صبح تا 9 صبح یک سره کلاس داریم!!!

حالا منی که تو دوران راهنمایی عربیم ضعیف شد به دلایلی، اینجا چجوری دووم بیارم. تو این فکرم که دانشگاهمو انتقال بدم به یک جای دیگه. واقعا خیلی سخته از چیزی که متنفری (حالا یا بخاطر این که بلدش نیستی یا واقعا متنفری) هر روز صبح از خوابت مجبور شی بزنی بخاطر اون! بعد روزی دو الی 4 ساعت بشینی پاش و به زور بخونیش!

همین دیگه. 

یه قابلیت جدید برای وبلاگم کشف کردم. ذوق دارم ازش استفاده کنم.

اینه:

همین رو میگم. قابلیت باحالیه نه؟

این هم از header دوم

این هم از header سوم

1. این یکیش

2. این دوتاش

3. اینم سه تاش

این هم یک مدل دیگش
  • ɪʀᴀɴɪ.ⓑ

نظرات (۴)

سلام ..داداش الان تهرانی یا مشهد ؟
پاسخ:
سلام.
در تهران حضور دارم ولی هنوز درگیر مسائل دانشگاه مشهد هستم.

  • رضوان نیک خواه
  • مرد باش آقا محمد حسین سختی کار سه سال دیگهست میگذره و به این روزا میخندی دوس داشتی دانشگاه قبول نمیشدی میرفتی سربازی؟!
    پاسخ:
    تو دانشگاه ما تا دکتری عربی داره. لیسانسش هم 5 ساله هست نه 4 سال.
    همین فقط همه چی خوبه
  • ایلیا باقری
  • دنیا سراسر آتش و اجبار و دود و درد
    موعود من دوباره به ساعت نگاه کرد

    اجبار
    اجبار
    اجبار
    این را دانشجوی دانشگاه ما خوب می داند....
    پاسخ:
    آری... خوب میدانیم...
    نظراتی که به صورت خصوصی ارسال میشوند امکان پاسخ گویی توسط مدیر وبلاگ را ندارند.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">